تفاوت «گردشگری روستایی» و «سیاحت در روستا»/ از پارادوکس توسعه و اصالت تا ضرورت گذار به مدل تعاملی

عضو هیأت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با تأکید بر تفاوت بنیادین میان «گردشگری روستایی» به مثابه یک جریان مدیریتی و «سیاحت در روستا» به عنوان یک تجربه رفتاری، راهکارهای پنج‌گانه برای جلوگیری از کالایی شدن فرهنگ روستاها را تشریح کرد و از ضرورت حرکت از مدل گردشگری استخراجی به مدل تعاملی و پایدار سخن گفت.

ارشک مسائلی عضو هیأت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با اشاره به اشتباه رایج در کاربرد هم‌ارز دو واژه «گردشگری روستایی» و «سیاحت در روستا» و در گفت‌وگو با میراث آریا اظهار کرد: گردشگری روستایی یک اصطلاح علمی و مدیریتی است که به جریان اقتصادی، ساخت زیرساخت‌ها، ایجاد اقامتگاه‌های بوم‌گردی و تبدیل روستا به یک مقصد برای جذب سرمایه اشاره دارد، در حالی که سیاحت در روستا یک مفهوم رفتاری و تجربه‌محور بوده و به سفر فرد برای دیدن، گشت‌زدن، معاشرت با مردم محلی و لذت بردن از طبیعت اطلاق می‌شود.

وی افزود: به زبان ساده، گردشگری روستایی می‌گوید «چگونه روستا را به یک مقصد تبدیل کنیم» و سیاحت در روستا می‌گوید «چگونه از حضور در روستا لذت ببریم».

مسائلی سپس به چالش اصلی این حوزه یعنی پارادوکس توسعه و اصالت پرداخت و تصریح کرد: اگر روستا بیش از حد برای گردشگر جذاب شود، با ورود گردشگران انبوه، همان ویژگی خلوت، بکر و سنتی که دلیل اصلی جذابیتش بود، از بین می‌رود و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که متخصصان مدیریت مقصد با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی برای جلوگیری از کالایی شدن فرهنگ و از دست رفتن اصالت روستا، پنج راهکار اساسی پیشنهاد داد: نخست مدیریت ظرفیت پذیرش به معنای تعیین سقف مشخص برای تعداد گردشگران در هر بازه زمانی؛ دوم مشارکت فعال جامعه محلی یا همان روستاگردی بر پایه جامعه که در آن خود اهالی تصمیم‌گیرنده هستند و سود عادلانه به آنها می‌رسد؛ سوم حفظ هویت کالبدی با الزام استفاده از مصالح بومی مانند خشت، سنگ و چوب و ممنوعیت تغییرات مدرن و بتنی؛ چهارم جلوگیری از نمایش‌گری فرهنگی تا مراسم سنتی به یک نمایش موزه‌ای برای گردشگر تبدیل نشود و گردشگر در جریان زندگی واقعی روستا قرار گیرد؛ و پنجم آموزش دوطرفه به گردشگران و روستاییان.

مسائلی مهاجرت جمعیت جوان از روستاها را یکی از بزرگترین مشکلات کشور دانست و تأکید کرد: گردشگری روستایی می‌تواند راهکاری برای ماندن جمعیت باشد، زیرا منابع محلی مانند کشاورزی، صنایع دستی و غذاهای بومی را به سرمایه تبدیل می‌کند و جوانان دیگر مجبور نیستند برای کار به شهرها کوچ کنند. وی تنوع‌بخشی به درآمد، ایجاد مشاغل مدرن مانند مدیریت دیجیتال برند روستا و طراحی تجربه سفر و ارزش‌گذاری دوباره به دانش‌های سنتی را از عوامل ماندگاری جمعیت برشمرد و گفت: وقتی جوان روستا می‌بیند که دانش سنتی پدربزرگش در شناخت گیاهان دارویی یا بافتنی‌های خاص برای جهانیان ارزشمند و درآمدزا است، به جای شرم از ریشه‌هایش، به آنها افتخار می‌کند.

این پژوهشگر در ادامه به نقش روستاهای هدف گردشگری و روستاهای ثبت‌شده در فهرست جهانی اشاره کرد و گفت: این روستاها به عنوان الگو و محیط آزمایش برای پیاده‌سازی مدل‌های توسعه پایدار عمل می‌کنند و ثابت می‌کنند که گردشگری می‌تواند به جای استخراج از روستا، به سرمایه‌گذاری در آن تبدیل شود، به گونه‌ای که هم محیط زیست حفظ شود، هم فرهنگ زنده بماند و هم مردم محلی از آن سود ببرند.

مسائلی در جمع‌بندی سخنان خود با تأکید بر ضرورت گذار از مدل گردشگری استخراجی به مدل گردشگری تعاملی و پایدار خاطرنشان کرد: در مدل مطلوب، گردشگر به عنوان یک مهمان وارد می‌شود که به زندگی روستا اضافه می‌شود، نه اینکه روستا را برای راحتی او تغییر دهد؛ این مدل همان چشم‌اندازی است که در آن گردشگر تجربه‌ای اصیل به دست می‌آورد، روستایی از فرهنگ و طبیعت خود درآمد کسب می‌کند و از روستا نمی‌رود و دولت نیز میراث ملی خود را حفظ می‌کند.

انتهای پیام/

کد خبر 1405030400407
دبیر مریم قربانی‌نیا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha